نقش زنان ایران در انقلاب
نقش زنان ایران در انقلاب
نوشته شده در تاريخ دو شنبه 9 بهمن 1391برچسب:, توسط m.abudi |

صديقه قنادي استاد مدرسه علميه نرجس که در کنار همسرش به فعاليت سياسي مي پرداخته براي شروع  به تشريح فضاي آن روزها پرداخت و گفت: در آن زمان جامعه خيلي نمي پذيرفت که خانم هايي که تا الآن خانه نشين بودند بيايند و در فضاي جامعه قرار بگيرند، عده اي از زنان طرفدار رژيم شاه بودند و ما در اين فضا توانستيم اولين راهپيمايي عليه بد حجابي را انجام دهيم. يادم مي آيد مادر من براي اينکه اجازه حضور در راهپيمايي را از پدرم بگيرد، ‌مهريه اش را بخشيد.
قنادي با بيان اينکه امام راحل از حضور زنان در تظاهرات ها و فعاليت هاي سياسي دفاع کردند گفت: امام فضا را براي خانم ها باز کردند و خانم ها وارد صحنه شدند، زنان ضمن اينکه براي پرستاري و تهيه امکانات عقبه را داشتند،  در صحنه نيز بودند. آن ها دوشادوش مردان حضور داشتند و با پشتيباني از رهبرشان گفتمان ايشان را گسترش دادند اين که امام (ره) و رهبر انقلاب در چند جا مي فرمايند: حضور خانم ها قوي تر بود و اگر آنها نبودند نه انقلاب و نه جنگ، هيچ کدام به پيروزي نمي رسيد، يک واقعيت است.
اين استاد حوزه به نحوه حضورش در فعاليت هاي سياسي زمان قبل از پيروزي انقلاب اشاره کرد و گفت: به خاطر فضاي آلوده مدارس، خانواده به من اجازه نمي دادند به دبيرستان بروم. من به مکتب نرجس که اولين حوزه علميه خواهران بود رفتم، از شاگردان استاد طاهايي بودم ، در کلاس هاي ايشان با فعاليت هاي سياسي آشنا شدم،‌ سال 55 و بعد از ازدواجم با يک روحاني مبارز که از تبعيدي ها بود به طور رسمي وارد مبارزه شدم؛ اما ساواک حوزه را تعطيل کرد و من به طور مخفيانه، با ايشان در ارتباط بودم.
وي ادامه داد: ما اعلاميه هاي امام (ره) را پخش مي کرديم، در خانه به ضبط نوار و سخنراني مي پرداختيم و آن ها را در اختيار ديگر مبارزين قرار مي داديم. در سال 56 که باردار بودم، از اين حالت براي جا به جايي اعلاميه ها و نوارها استفاده مي کردم. چون کسي به من که باردار بودم شک نمي کرد امکانات کم و خيلي هم سخت بود،  وقتي من و همسرم از هم خداحافظي مي کرديم فکر مي کرديم ديدار بعدي ما پشت ميله هاي زندان باشد. اين اميد را که دوباره همديگر را در خانه ببينيم نداشتيم. از خانه که بيرون مي رفتيم ديگر به فکر برگشت به خانه نبوديم و فقط تمام تلاش ما اين بود که انقلاب به پيروزي برسد.
ايشان به تشريح مباحث درسي در حوزه پرداخت و گفت: يکي از درس هايي که داشتيم اقتصاد اسلامي بود که اگر دفترهاي اين بحث را مي گرفتند حکم سنگيني براي ما داشت، ما  اکثرا بعد از درس، دفترها را امحا مي کرديم. جلسات ما خيلي محدود بود و در خانه هايي در کوچه پس کوچه هاي مشهد تشکيل مي شد. جالب بود که وقتي جلسه آن روز تمام مي شد و مي خواستند که مکان جلسه را عوض کنند که مبادا آدرس لو رفته باشد، به من مخفي گفته مي شد که جلسه بعد بيا فلان جا و به خاطر شرايط خفقان آن زمان من جرات نداشتم از دوستم که با من در جلسه شرکت کرده بود بپرسم که به جلسه بعدي مي آيد يا نه. و وقتي جلسه بعد مي رفتم و او را مي ديدم مي فهميدم که به او هم گفته اند، آن زمان آن قدر خفقان بود که هيچ کس به ديگري اعتماد نمي کرد.

قنادي افزود: يکي از کارهايي که ما به غير از کارهاي اعتقادي و ايدئولوژي انجام مي داديم اين بود که در کنار پرستاران بيمارستان آموزش ديديم و براي روزهايي که نياز بود در بيمارستان براي رسيدگي به مجروحين حضور پيدا مي کرديم، البته تنها بيمارستان هايي که دکترهاي انقلابي داشت.

 



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه: